چهار روز تعطيل بوديم و دماغمون سوخت!
اول جاده فيروزكوه وقتي با خيال راحت داشتم از سمت راست كاميوني كه با بار آهن دست كم ۱۰ دقيقه راه ۱۰۰ تا ماشين را بند آورده بود و با سرعت ۱۰ كيلومتر در ساعت حركت مي كرد سبقت مي گرفتم نمي دونستم كه دليرمردان نيروي انتظامي دسته برگه هاي جريمه رو همراه خودشون آوردن تا مسافرت رو كوفتمون كنند. خلاصه كه ۱۳ هزار تومن جريمه شدم! بعدش هم چون عصباني بودم برگه جريمه رو از شيشه پرت كردم بيرون و حالا براي اينكه رقمش دوبرابر نشه مجبورم برم دفتر پليس الكترونيك و هزار تومن بدم تا برگه جديد صادر كنن!
ديگه اين كه بعد از ۴ روز برگشتم اداره و در اولين برخورد، سردبير محترم با عصبانيت پرسيد كه من كجا بودم در حالي كه بقيه دوستان دست كم يك روز در ايام تعطيل شيفت بوده اند. من هم عرض كردم كه مسافرت بودم، اما افاقه نكرد. منتظرم ببينم چه بلايي سرم مياد.
خلاصه ما دماغه سبز رو مسخره كرديم، ولي امروز دماغ سوخته شدیم.
اينم یادم رفت بگم. صبح كه اومدم بيام اداره، ديدم يكي از همسايه ها ماشينش رو جلوي من پارك كرده و من نمي تونم ماشين رو بيارم بيرون. چون نمي دونستم ماشين كدوم همسايه است، ترجيح دادم به جاي اين كه ساعت ۷ صبح زنگ ۲۳ واحد ديگه رو بزنم، با تاكسي بيايم اداره.