تبليغاتX
مسخ

مسخ

يادداشتهاي يك خبرنگار غير حرفه اي!

 

"اتل متل يه قصه/ يه ملت شايسته
براي بي‌نيازي /فقط خصوصي‌سازي
دختر خوب، گل پسر/ گوش بده درس آخر
تا دلها رو شاد كنيم /ايران رو آباد كنيم
با اميد به خدا/ با هم باشيم يك صدا
باشيم تو كارها حاضر/ دولت باشه يه ناظر"

نخیر! این شعرهای خاله سارا و عمو پورنگ برای برنامه تلیویزیونیشان نیست.

بلکه قرار است سازمان خصوصي با اشعاري از اين دست كه در قالب نمايشي موزيكال براي كودكان و دانش‌آموزان اجرا شده است، فرهنگ سهامداري و خصوصي‌سازي را در كشور ارتقا ببخشد!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 11:39  توسط حميد رضا  | 

 

آيت الله جنتي در نماز جمعه اين هفته با اشاره به پرتاب لنگه‌كفش از سوي خبرنگار عراقي به بوش، اظهار كرد: نبايد از اين انتفاضه لنگه كفش به سادگي بگذريم. آفرين بر اين مردي كه كفش‌ها را پرتاب كرد.

او ادامه داد: من پيشنهاد مي‌كنم هر وقت در عراق و ايران تظاهرات ضد آمريكايي مي‌شود، با لنگه كفش باشد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 9:49  توسط حميد رضا  | 

دو روز پیش اینجا عید غدیر بود.

عجب عیدی - مهمان داشتیم و از زمین به آسمان می بارید - خانه خراب کن - آن هم سه روز پیاپی...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 9:37  توسط حميد رضا  | 

دیروز جشنواره رسانه ها و خبرگزاری ها در حوزه مالیات برگزار شد.

من هم ۱۵ خبر به این جشنواره ارسال کرده بودم که همه مربوط به بخش ویژه یعنی "مالیات بر ارزش افزوده" بود. اما از اونجا که در روز ازل وقتی داشتن شانس رو تقسیم می کردن من تو صف دماغ وایساده بودم عضو هیات داوران اعلام کرد به دلیل این که حجم آثار رسیده در بخش ویژه بسیار زیاد بوده و اونها هم فرصت نداشتند همه آثار این بخش رو بررسی کنند به همین خاطر در این بخش فقط "مقالات" بررسی شده اند.

این هم از شانس ماست که به قول شاعر " به آب کوثر و زمزم " هم نمیشه سفیدش کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:11  توسط حميد رضا  | 

 

ديشب در همايش حمل و نقل بودم. 

وقتي وزير راه صحبت مي كرد، رويانيان و احمدي مقدم چندبار صحبت هاي او را در رد اظهاراتش قطع كردند.

يك بار وزير از اين كه در برخي جاده ها بي دليل خط كشي ممتد وجود دارد و به همين دليل هم پليس خودروهاي در حال سبقت گرفتن را جريمه مي كند، در حالي كه آن محل براي سبقت گرفتن آزاد است،‌ انتقاد كرد. در اين لحظه رويانيان از روي صندلي خود بلند شد و با صداي بلند فرياد زد كه خط كشي خيابانها كار وزارت راه است نه پليس!

مهمترين بخش اين همايش البته آخرين بخش آن يعني شام بود. شامي كه براي هميشه در خاظره من باقي مي ماند! شامي كه در آن همه چيزهايي كه در عمرم خورده و نخورده بودم، وجود داشت.

وقتي كه از سالن شام خارج مي شديم، به جرات مي توانم بگويم كه براي ۱۰۰ نفر شام و دسر روي ميزها باقي مانده بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 8:34  توسط حميد رضا  | 

 

دو روز است که در همایش نفت، توسعه و دموکراسی هستم.

روز افتتاحیه آقای خاتمی هم آمده بود. احسان نراقی، ابراهیم یزدی، لطف الله میثمی، عباس عبدی، مصطفی تاج زاده، محمد علی ابطحی و محمد عطریانفر از چهره های شاخص حاضر در این همایش هستند. به همین دلیل هم امروز تیتر یک کیهان مربوط به این همایش بود!

یک چیز برایم عجیب است. این که چرا وقتی یک عده به قدرت می رسند، قدرتمندان پیش از خود را به خیانت متهم می کنند و همانها وقتی از قدرت کنار گذاشته می شوند، دوباره قدرتمندان جدید را به خیانت متهم می کنند؟ این روش درستی است؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 14:19  توسط حميد رضا  | 

ديروز اينجا عيد قربان بود

من ساعت ۹ صبح تلويزيون رو روشن كردم تا ويژه برنامه هاي عيد رو ببينم، ولي با همون برنامه هاي حال به هم زن هميشگي رو به رو شدم.

ساعت ۱۲ هم دوباره تلويزيون رو روشن كردم و ديدم چيز جديدي نشون نميده.

اين طور شد كه با ۱۶۲ تماس گرفتم و به آقاي پشت خط گفتم كه از طرف من از آقاي ضرغامي كه واقعا اين همه زحمت كشيده و به پروژه صرفه جويي در مصرف برق از طريق خاموش شدن تلويزيون ها كمك كرده تشكر كنه! ايشون هم گفت كه انتقاد من رو به مديران سيما مي رسونه.

اين طوري بود كه زنگ زدم به مامان و گفتم پاشيد بيايد خونه ما مهموني!

اين هم از عيد ما!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:3  توسط حميد رضا  | 

ديروز روز دانشجو بود، اما امروز جلوي دانشگاه تهران به شدت حضور ماموران پليس محسوس بود. با همه تدابير، از تجمع خارج از دانشگاه اثري نبود.

امروز به نمايشگاه لوازم خانگي رفتم. وزير كار آمده بود. نكته جالب توجه اين بود: محافظ وزير به مسوول يكي از غرفه ها كه خانم بد حجابي داخل آن بود گفت كه آن خانم را از جلوي ديد وزير دور كند.

 وزیر کار خوش تیپ ترین وزیر کابینه است. در انزلی کارگران از او خواستند که در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود. مدتی بعد او به این کار ابراز تمایل کرد. اما اخیرا شنیدم که از این کار منصرف شده و خود را برای وزارت کشور در دولت بعدی آماده می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 16:8  توسط حميد رضا  | 

 

مديرعامل محترم در يك سال گذشته چند مدير محترم را تعويض فرموده اند

سوال برخي اين است كه چرا او بي رحمانه اين كار را انجام مي دهد؟

سوال من اين است كه اگر خودتان مديرعامل بوديد، اين كار را نمي كرديد؟!

بي خود نيست كه به ما مي گويند جهان سومي...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 7:24  توسط حميد رضا  | 

 

ديروز و امروز تهران باراني بود

من ساعت ۵ از ميدان انقلاب با وسيله حمل و نقل عمومي بزرگ (اتوبوس) از مسير اتوبان چمران به سمت تجريش حركت كردم و بعد از ميدان توحيد متوجه شدم كه اتوبان كاملا قفل شده است.

حداكثر سرعت حركت تا تجريش ۲۰ كيلومتر در ساعت بود.

ساعت ۷ به هتل استقلال رسيدم و چون ديگر طاقت ماندن در آن اتوبوس را نداشتم، پياده شدم و به سمت چهارراه پارك وي حركت كردم.

به چهارراه كه رسيدم، دليل ترافيك را پيدا كردم. دو نفر مامور راهنمايي و رانندگي در حال بازي كردن با اعصاب مردم بودند و چراغ ها را قرمز و سبز مي كردند.

همه خيابان پر از آب بود. من تا ميدان تجريش پياده رفتم.

وقتي اعصابم به هم ريخت كه تيتر امروز يكي از خبرهاي اجتماعي را ديدم.

" قائم‌مقام معاون خدمات شهري شهرداري تهران:
امروز کمترين مشکل آبگرفتگي در تهران ايجاد شد"

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 14:52  توسط حميد رضا  | 

سلام

همه چيز از اينجا شروع شد...

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 10:32  توسط حميد رضا  |