تبليغاتX
مسخ

مسخ

يادداشتهاي يك خبرنگار غير حرفه اي!

ای بابا! این کردان بنده خدا فوت کرد، ولی فکر کنم آمبولانس (AMBOOLANSE) رو از هم دانشگاه آكسفورد آورده بودند!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 13:28  توسط حميد رضا  | 

چند شب پيش منزل يكي از اقوام بحث هدفمند كردن يارانه ها بود. من ابهامات اين طرح را مطرح كردم. يكي از همان اقوام هم به حرف‌هاي من انتقاداتي داشت. به ذهنم رسيد حرفهايم را جمع بندي و منتشر كنم.

http://khabaronline.ir/news-25868.aspx

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 9:2  توسط حميد رضا  | 

همکاری ام با خبر آنلاین این طور شروع شد.

http://www.khabaronline.ir/news-25516.aspx

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 9:48  توسط حميد رضا  | 

این جمله قدیمی رو یادتون هست که بزرگترا به کوچکترا می گفتن " درس بخون که مجبور نشی کار کنی" ؟

هر چی بهش بیشتر فکر می کنم بیشتر حال می کنم باهاش  واقعا فلسفه جالبی داره.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:27  توسط حميد رضا  | 

این تبلیغی بود که در کنفرانس مدیریت فروش دیدم. تفاوت چندانی با تبلیغ پپسی نداره!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 0:39  توسط حميد رضا  | 

حتما در خبرها خوانديد كه قرار است ايران اورانيوم ۳.۵ درصد را بفرستد به خارجه تا آنها برايمان غني كنند. شايد فكر كنيد ايران چرا اين طور توافق كرده؟ مگر خودش نمي توانست اين كار را انجام بدهد؟ خوب خبر زير به شما كمك مي كند كه دليل اين موضوع را بفهميد.

"مجوز ثبت و سفارش براي واردات 54 هزار دسته بيل نشان مي‌دهد كه اين ميزان دسته بيل از كشور امارات وارد كشور شده است.

به گزارش ايلنا، در برگه ثبت و سفارش متقاضي واردات اين كالا كه در وزارت بازرگاني ثبت شده است، بندر شهيد رجايي به عنوان گمرك مقصد و كشور توليدكننده كالا كشور اندونزي عنوان شده است. اين تعداد دسته بيل در تاريخ 25 خردادماه سال جاري مجوز ورود به كشور را از وزارت بازرگاي دريافت كرده است.
اين 54 هزار دسته بيل چوبي با كارت بازرگاني وارد شده و نوع ارز نيز درهم امارات بوده است. در مجوز ثبت و سفارش كالا بانك گشايش كننده اين اعتبار بانك صادرات ايران معرفي شده است. ضمن اينكه نوع ثبت سفارش، اعتبارات اسنادي و نوع معامله، ارز آزاد عنوان شده است."

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 13:28  توسط حميد رضا  | 

این چند شعر کوتاه را در وبلاگ http://ebnemahmood.blogfa.com خواندم. لذت بردم.

۱-

خدا قوت، بهار من!

نگاهت

            روی این پاییز را کم کرد.

۲-

          دارد قیافه‌ام

                پاییز مي‌شود

                       باران ردیف کن!

۳-

                 باغ پرندگان

                         تبعید آسمان.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 15:34  توسط حميد رضا  | 

 قبول شدم اما...

از همان شب كه نتايج اعلام شد، مكرر به اين فكر كرده‌ام كه به چه درد مي‌خورد اين مدرك؟ اصلا مي‌ارزد كه برايش وقت بگذارم؟ آن هم اين رشته؟ مي‌ارزد همه پس اندازي كه با جان كندن جمع كرده‌ايم را خرج كنم براي اين رشته در اين دانشگاه؟ اگر رشته ديگري انتخاب كرده بودم بهتر نبود؟

بهتر است انصراف بدهم. اين طور نيست؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:4  توسط حميد رضا  | 

این نمونه بارز بی اخلاقی در جامعه ایرانی است. این عکس را در یکی از کوچه های متنهی به خیابان کارگر گرفتم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 5:44  توسط حميد رضا  | 

دیروز رفته بودم به سمینار "چگونه به استرالیا یا کانادا مهاجرت کنیم؟"

کسی که کارشناس مسائل مهاجرت به استرالیا بود داشت درباره محاسن و معایب این بخش از سرزمین کفر صحبت می کرد. در باب محاسن استرالیا گفت که این کشور چون مخلوطی از فرهنگ های مختلف را دارد و اصولا استرالیایی اصیل کمتر پیدا می شود به همین خاطر می توان در آن احساس امنیت و دوستی کرد چون همه تقیبا غریبه هستند! دیگر این که در استرالیا درآمدها بالا و مخارج پایین است و پنجمین کشور توسعه یافته دنیاست و ملبورن در سه سال پیاپی بهترین شهر جهان شناخته شده و تقریبا به همه مشاغل نیاز جدید دارد و ...

اما نوبت به معایب این کشور قاره نما که رسید همان کارشناس محترم گفت که پشه در آنجا زیاد است و دیگر اینکه فاصله اش از تهران دور است و به همین خاطر مهاجران احساس دوری از خانواده دارند!

نمردیم و معنی عیب را هم فهمیدیم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 5:13  توسط حميد رضا  |